الفيض الكاشاني
195
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
از لغزش نكوهشگر نباشد . پس هرگاه از هر جهت نكوهشگر همانند ستايشگر بر دلش سبك و برابر باشد به اين درجه ( سوّم ) رسيده است و چه بسيار بعيد است كه انسان به اين حالت برسد و چه بر دلها سخت است . بيشتر بندگان از مدح مردم شاد مىشوند و شادى خود را در دل حفظ مىكنند و خود نمىدانند ، چرا كه خودشان را به اين نشانهها نمىآزمايند . چه بسا شخص عابد احساس مىكند كه قلبش به ستايشگر متمايل است و به نكوهشگر تمايل ندارد ، شيطان آن را در نظرش مىآرايد و به او مىگويد : نكوهشگر با نكوهش تو معصيت خدا كرده است و ستايشگر با ستايش تو اطاعت خدا ، بنابراين چگونه آن دو را برابر مىدانى با اين كه احساس تنفّر نسبت به نكوهشگر نشان خالص بودن دين تو است . ولى اين سخن شيطان نيرنگ خالص است ، زيرا اگر عابد بينديشد خواهد دانست كه در ميان مردم كسانى هستند كه بيش از نكوهشگر مرتكب گناهان كبيره شدهاند ، در حالى كه از آنها اظهار تنفّر نمىكند و مىداند ستايشگرى كه او را ستايش مىكند چنان نيست كه ديگران را نكوهش نكند ، ولى عابد نسبت به ستايشگر خود كه ديگران را نكوهش مىكند احساس تنفر نمىكند ، چنان كه براى نكوهش خود احساس تنفّر مىكند ، در حالى كه نكوهش از نظر گناه بودن تفاوتى ندارد كه نكوهش شده چه كسى باشد . در اين صورت عابد كه فريب خورده خشمگين مىشود و براى خواهش نفس خود نكوهشگر را دشمن مىدارد . آنگاه شيطان آيت توهّم را در او ايجاد مىكند كه اين كار جزء دين است تا او را با هواى خود بر خداوند مغرور و بيشتر از خدا دور سازد ، و هر كس از فكرهاى شيطان و آفات نفس آگاه نباشد بيشتر عبادتهايش زحمتى هدر رفته است كه موجب از دست رفتن دنيا و خسران شخص در آخرت است و خداوند دربارهء آنان فرموده است ؛ قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا . الَّذِينَ ضَلَّ